برچسب: نویسنده: کیان زارعیپور تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1402 ساعت: 21:11
این زنه هست تو بانک مسئول وام انگار از ارث باباش میخواد بده یا بانک مال باباشه عوضی هربار میام مثل سگ برخورد میکنه چه پستام سگی شده امروز!
برچسب: نویسنده: کیان زارعیپور تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1402 ساعت: 21:11
اومد زخم دستمو دید گفت الهام اوف شده؟
گفتم اره
دستمو گرفت و طبق معمول حدس زدم میخواد بِکَنش.یابزنه!
یهو دستمو گرفت بوس کرد گفت الان خوب میشه
برچسب: نویسنده: کیان زارعیپور تاريخ: جمعه 20 مرداد 1402 ساعت: 19:31
امروز روز سختی بود .. درد دندون پسرک و سرماخوردگیش همراه با بی حالی و سرفه های زیاد حسابی کلافش کرده بود..
یکساعت پیش از خواب پرید وقتی بغلش کردم ناخوداگاه اشکام اومد ازینکه پسرک کوچولو و بامزه من قراره تو این دنیای کوفتی چه جور زندگی کنه؟
نمیدونم چرا هی فکر میکنم من مادر خوبی نیستم ... این فکر منو کشت ...
برچسب: نویسنده: کیان زارعیپور تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 11:31
از ۷صبح تا ساعت ۱۰ پسرک ناسازگاری کرد .. گریه و جیغ و هی بغل بغل با این کمر درد!
خدا شاهده مغزم رد داده ..سر درد دارم .. به سختی خوابوندمش .. از وقتی خوابیده صدای گریه وجیغ یه بچه ای از کوچه میاد .. بیشتر از نیم ساعته
برچسب: نویسنده: کیان زارعیپور تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 11:31
دلگیرم ازش .. چقدر ناخواسته به من میفهمونه مادر بدی هستم .. چقدر ما زن ها به هم بد میکنیم... .. هر کس به طریقی ..
برچسب: نویسنده: کیان زارعیپور تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 11:31
برای اولین بار بردمش هیئت .. دو شب
حال ندارم توضیح بدم
برچسب: نویسنده: کیان زارعیپور تاريخ: شنبه 7 مرداد 1402 ساعت: 11:57